روز شمار حصر:

گفتگو

مریم شربتدار قدس می گوید: سازمان زندانها نامه ای به ایشان نشان داده و گفته بودند که آزاد شدی و پرونده ات منع تعقیب خورده است حالا می گویند در آزادی ایشان اشتباهی صورت گرفته و باید برگردند به اوین
زینب نوه ام رفت پیش زندانبان و گفت عمو می توانید به من اجازه دهید بروم و بابایم را ببینم؟ تولدش است و من می خواهم او را نیشگون بگیرم، بغلش کنم و کتکش بزنم. آن مامور گفت به خدا دست من نیست اما رفت و بعد از ده دقیقه صدا کردند که زینب محمودیان بیاید. آنقدر این بچه خوشحال شد که قابل تصور نیست.
آنچه مشخص است شرایط و الزاماتی است که آقای خاتمی مطرح کرده است. به نظر من حتی شرایط هم نیست یکسری الزامات است. بنابراین آنچه ایشان اعلام کرده‌اند قطعی‌ترین موضع انتخاباتی طیف اصلاح‌طلبان است
زمينه‌سازي را ما انجام داديم، يعني آقاي خاتمي با تعيين اين شروط حسن‌نيت خودش را نشان داده. آقاي خاتمي عملاً به نمايندگي از كل مجموعه اصلاح‌طلب‌ها اين كار را کرده و همه پشت سر آقاي خاتمي هستند در اين قضيه. موارد استثنا خيلي نادر است.
قذافی تلاش می کرد که در رده های بالا و مناصب استراتژیک نفوذ کند و انقلاب را مصادره نماید ... به همین دلیل هم جلال الدین فارسی کاندیدای ریاست جمهوری شد. / ایشان به شهادت گفته‌ها و نوشته‌هایشان در کتاب «زوایای تاریک» از یاران نزدیک و حامیان قذافی هستند. آنقدر نزدیک که از چگونگی و جزییات ربودن امام صدر خبردار می‌شوند
معترضان به خشك شدن درياچه اروميه، فعالان مدني‌ و دلسوز محيط زيستند و اگر هشداري مي‌دهند بايد از آنها استقبال و براي پيشبرد برنامه‌ها بهره گرفته شود.
چند روز پیش با دکتر «یدالله اسلامی» مصاحبه ای داشتیم برای چاپ در روزنامه ی آرمان؛ درباره ی سازش و مصالحه! در همان هفته به دادگاه رفته بود، دادگاهی با حضور سه قاضی! آن هم در دفاع از اصلاحات و مخالفت با روند جاری امور کشور. بدون هیچ شرطی درخواست ما را برای مصاحبه پذیرفت و در محل کار خود یعنی یک کلینیک چشم پزشکی میزبان ما شد.
يك منازعه وجود دارد و يك مناقشه؛ مناقشه بر سر انتخابات و منازعه بر سر بعد از احمدي نژاد. جبهه اعتراضي بعد از انتخابات خواستار حل شدن مناقشه از طريق برگزاري يك انتخابات آزاد است. اين راه حل توانايي حل كردن منازعه بعد از احمدينژاد را دارد. طرف ديگر به اين راه حل مي پيوندد يا خواسته و ناخواسته با همان چهره ها يا با چهره هاي كم و بيش جديد ادامه دهنده همان سياست خواهد بود.
نیکان 5 ماهه بود که پدرش را دستگیر کردند. در آن سن خیلی درکی از واژه ی "پدر" نداشت. در این یک سال و پنج ماه من همه جای خانه عکس پدرش را گذاشتم. از همان صبح که بیدار می شود می برمش پیش عکس ها و با هم به پدرش سلام می کنیم و مرتب با او حرف میزنیم که تصویر پدرش از ذهنش نرود و برایش غریبه نشود.
شاید کسانی که محسن دعاگو را نشناسند و این مصاحبه را بخوانند فکر ‌کنند او یکی از نزدیکان آقای خاتمی است نه کسی که در دوران اصلاحات اکثر خطبه‌های خود را به نقد سیاست‌های دولت اصلاحات معطوف کرده بود.