روز شمار حصر:

یادداشت

همسر محمد نوری زاد در نامه ای سرگشاده که بهانه دیدار با دادستان تهران آن را منتشر کرده است نسبت به برخوردهای صورت گرفته با همسرش ابراز نارضایتی نموده و از خداوند خواسته است که به سیاسیون و سیاست مداران سینه ای فراخ برای شنیدن و تحمل سخن مخالفان خود عنایت کند.
اين روزها هر نگاهي كه به نگاهي مي‌افتد از پيروزي مي‌پرسد. كي به آن مي‌رسيم؟ چه چيز ما را به آن مي‌رساند؟ كدام قدم و اقدام آن را به پيش مي‌اندازد؟و چه چيز آن را كمال مي‌بخشد؟تمامي وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند كه فرمود هر آنچه مسئلت كنيم مقداري از آن را اجابت خواهد كرد.همين كه خواسته‌اي در جامعه متولد مي‌شود ديگر هيچ كس قادر نيست از برآورده شدن آن ممانعت كند و دولت‌ها تنها مي‌توانند برآن ...
ز این پس آنچه می ماند یا خشونت بی پرواتر و سرکوب گسترده است تا شاید اقتدار -- آن امر ذهنی دیروز -- را عینیت ببخشد، یا اعتراف ناگزیر است به آنکه حکم دیگر نافذ نیست و سکوت شایسته تر. حال دور از ذهن نیست که سیاستمردی کهنه کار چون آیت الله خامنه ای به اینجا که می رسیم به همانی بیاندیشد که بسیاری هواداران جنبش سبز به آن می اندیشند: این راه یا آن راه، دیرتر یا زودتر، پایان راه یک جاست.
حمزه غالبی رئیس کمیته جوانان و دانشجویان ستاد انتخاباتی میرحسین که بعد از انتخابات بیش از دوماه در بازداشت بود ، در آخرین مطلب وبلاگش نوشته ای درباره دکتر علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی که از اساتیدش در دانشگاه تربیت مدرس بود منتشر کرده که به شرح زیر است:
سعید 90 روز شده نه؟؟ اشتباه نمی کنم از اول آبان تا امروز درست می شود 90 روز، نمی دانم در آن سلول کوچک که شنیده ام چراغی همیشه در آن روشن است حساب روز ها را نگه داشته ای یا نه اما می دانم که نگه داشته ای چون تجربه قبلی آداب اسیر بودن را به تو آموخته است.
امروز وقتي از خيابان شهيد قرني مي گذشتم با ديدن نام مجتمع قضائي شهيد بهشتي بغض سنگيني راه گلويم را بست. به ياد حسناي كوچك عليرضا بهشتي افتادم كه چشمانش به نجابت چشمان پدرش بود؛ و غمگين. به ياد روايت خانواده زندانيان از ورود عليرضا بهشتي به دادگاه انقلاب افتادم كه روايتي دردناك بود. عليرضا بهشتي با لباس زندان و دمپائي از سالنهاي دادگاه انقلاب و از زير عكسهاي شهيد بهشتي عبور مي كرد و مردمان ناظر، مت