روز شمار حصر:

آخرین وداع با سردار سازندگی

یدالله اسلامی نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی و از فعالان سیاسی اصلاح طلب نوشته است: 

 مراسم امروز ناباورانه ترین مراسمی است که برای شرکت درآن خواهم رفت ؛نه انکه مرگ ناباورانه باشد بلکه زمان آن است که در نا باورانه ترین شگل آن رخ داده است .هاشمی فراز وفرودهای بسیاری از نظر رفتار واندیشه واقدام داشته است .هرکسی چنین است .انسان ها به مرور زمان می آموزند وآموزش می دهند .می افتند وبرمی خیزند می شکنند ومی رویند .برخی بیشتر وبرخی کمتر .این کمی وبیشی با جایگاه وموقعیت ها وتوان های ادم ها ربط پیدا می کند .هاشمی به دلیل جایگاهی که درشکل گیری وساختاری نظام سیاسی ایران داشته است افت وخیزهای بیشتر داشته است .نقش افرینی او به همین دلیل افزون تر بوده است .آسیب هایی که براو وارد امده است با جایگاهش تناسب داشته است .درسالهای اخیر وتازمان مرگ دور تازه ای ازهجوم ها را شاهد بوده است .این به دلیل جایگاهی بوده است که داشته ونقشی که می توانسته است در بزنگاه های تاریخی ایفا نماید به شکل برنامه ریزی وسازماندهی شده ای تمرکز تبلیغات تخریبی درسال های اخیر برروی ایشان به دلیل همین توانایی بوده است .آقای هاشمی سال ۸۸ با هاشمی پیش از آن هم تفاوت معناداری دارد .هاشمی سال های نخست انقلاب هم با هاشمی سالهای پایانی زندگی یکی نیستند .مگر همه ادم ها درتمام طول زندگی یکسان می اندیشند وعمل می کنند که هاشمی چنین کرده باشد ؟؟این دگرگونی ها درگذر زمان سبب شده است که مخالفان وموافقان وهم چنین دوستان ودشمنانش ازهمین دگرگونی ها رنگ واثر بگیرند .هاشمی درمیدان سیاست عملگرا خوانده می شود وهمین عملگرایی سبب تغییر پذیری ناشی از تغییر باورها ورفتارها ونگرش های پیرامونی هم می شود .هاشمی سال های پایانی عمر هاشمی دیگری است .هاشمی این سالها به آژآدی وتوسعه ایران بیش از گذشته می اندیشیده .هاشمی این روزها به قدرت انتخاب مردم بیش ازهرزمان دیگری بهامی داده وباور داشته است واز رنج های مردم رنح برده وبرکاستی ها آگاهی پیدا کرده وراه هایی برای گذر از تنگناهارا جستجو کرده ومی شناخته است .هاشمی درس های تاریخی را مرور کرده بود واز تاریخ به عنوان آموزگاری که باید ازاو اموخت یاد می کرده است همین نگرش در سخنان او ورفتارحرفه ای سیاسی او هم بروز وظهور بسیار یافته است ..هاشمی این روزها هاشمی است که خیلی ها به او دل بسته بودند وگاهی صدای خاموش بی صدایان می شد .گاهی فریاد فرو خورده اسیب دیدگان . نوعی همدلی بین مردم وهاشمی شکل گرفته بود که این با آنچه درگذشته بوده است تفاوت داشت.هاشمی چون به میان مردم باز آمد واز مردم ودردهایشان گفت واز نیازهای جامعه گفت واز ایران وآزادی گفت واز همه اینها به اندازه ای که می توانست گفت مردم اورا باور کردند .مردم ما قدیس نمی خواهند .کسی هم دنبال قدیس سازی نیست .مردم می خواهند که با آنها رو راست باشیم همین ...درسالهای اخیر این باور درمردم تقویت شد که این رو راستی در هاشمی بیش از هرزمان دیگری شده است .این نکته ای است که هرکس نمی تواند در زندگی خود تجربه کند وشانس باهاشمی یار بوده است که این تجربه بزرگ برایش رقم خورده است.خدایش بیامرزد که درزمامه ای که بیش از هرزمان دیگری به وجودش نیاز بود ترک این جهان کرد .......................این راه رفتنی است کسی نخواهد ماند کاش که بیشتر می اندیشیدیم !
اسلامی سه شنبه ۲۱ دی ماه ۱۳۹۵