روز شمار حصر:

شباهت‌های مشاوران رسانه ای احمدی‌نژاد و روحانی

علیرضا شاکر

با محاسنی سپید چهره ای آرام و صد البته عاری از شهرتی چون شهرت مجریان تلویزیون مشاور رسانه ای رئیس جمهوری شد. همین کافی بود تا به چهره ای سرشناس تبدیل شود. رسانه ها که ناگزیر به انعکاس درست اخبار دولت جدید بودند ، این چهره را رسانه ای کردند بدین ترتیب آقای مشاور بدون اینکه کاری کرده باشد ، در تیررس توجه ها قرار گرفت. او که قبل از پیروزی رئیس جمهوری نیز با او کار کرده بود از این موقعیت نهایت بهره را برد تا جای خود را در حلقه نخست نزدیکان رئیس جمهوری تثبیت کند ؛ علی اکبر جوانفکر هم در شهرداری تهران با احمدی نژاد کار کرده بود ، هم در ستاد تبلیغاتی او. محمدرضا صادق مشاور رسانه ای رئیس جمهوری حاضر هم را هی مشابه را طی کرده است . او هم در دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی با روحانی کار کرده بود و هم در ستاد تبلیغات انتخاباتی  او.  با این تفاوت که صادق از نیمه راه انتخابات به ستاد روحانی پیوست .

عکاسانی که در آخرین ساعات ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ، ثبت نام مسافر ویژه بنز پارک شده در محوطه وزارت کشور را به تصویر می کشیدند در کادر خود کنار دست هاشمی رفسنجانی عکس فردی را ثبت کردند که بعد از عدم احراز صلاحیت هاشمی کنار روحانی دیده شد. از قضا او نیز مانند علی اکبر جوانفکر محاسنی سپید و چهره ای آرام دارد.  این دو مشاور سن و سال ایشان هم خیلی نزدیک هم است . جوانفکر متولد 1338 و صادق متولد 1339 . با اینکه مشاور روحانی تنها یکسال کوچکتر از همتای خود در دولت احمدی نژاد است ولی بزرگتر از سن اش نشان می دهد . اینها البته  همه شباهت های دو مشاور نیست. مشاوران رسانه ای احمدی نژاد و روحانی هر دو در یک سازمان اشتغال داشتند. خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ( ایرنا ) جایی است که جوانفکر و صادق عمری را در آن سازمان گذارانده اند.

جوانفکر در سال 1359 و از زمانی که هنوز ایرنا متولد نشده بود به بنگاه خبری دولتی ایران  خبرگزاری پارس پیوست . او آنقدر در این سازمان ماند تا سرانجام در 29 سالگی خدمت و یکسال مانده به بازنشستگی اش با حکم احمدی نژاد مدیر عامل ایرنا شد اما صادق ظاهرا می خواهد رویه دیگری را طی کند. او بدنبال تعیین مدیرعامل برای این سازمان است البته اگر بتواند از سد علی جنتی عبور کند. 

 

صادق که خیلی دیرتر از جوانفکر به ایرنا پیوست در مدتی کوتاه  پست های مدیریتی بالایی را تصاحب کرد. او که در 2 دهه اخیر با سه چهره طراز اول  مجمع تشخیص مصلحت نظام یعنی هاشمی رفسنجانی ، حسن روحانی و محسن رضایی کار کرده است در دوره مدیر عاملی خرازی وارد ایرنا شد و مسولیت گرفت و همچنین در دوران حسین نصیری مدیرعامل بعدی ایرنا هم بود. تا اینکه سکانداری ایرنا به فریدون وردی نژاد رسید . تغییر در مدیریت  بر موقعیت محمدرضا صادق تاثیر گذار شد .

 

صادق در مقام معاون خبر و مدیر دفاتر خارج از کشور ایرنا در دوره ای  دست راست وردی نژاد شد ؛ دقیقا همان زمان که علی اکبر جوانفکر برای دومین بار مامور خدمت در اسپانیا شد.جوانفکر در آن دوره از فعالیت در ایرنا با افرادی مانند احمد خادالمله و غلامحسین اسلامی فر دم خور بود. این جمع کوچک با این پیش فرض که از سوی مدیران قبلی آنطور که شایسته است به بازی گرفته نشده اند همیشه مترصد بهره گیری از فرصت ها بودند به همین دلیل ورود  یکی از فرماندهان ارشد سپاه را به ایرنا مغتنم شمرده و اطراف فریدون وردی نژاد حلقه زدند و در جایگاه مدیران ارشد ایرنا تکیه زدند  اما ماه عسل این گروه با وردی نژاد نتیجه ای نداشت جز جدایی.آقای مدیر عامل که تا حدودی بر امور اشراف یافته بود با اعزام این افراد به ماموریت های خارج از کشور محترمانه عذر ایشان را خواست و بدین ترتیب زمینه حضور تیم دیگری فراهم شد  و اکنون نوبت نقش آفرینی محمدرضا صادق بود ، با رفتن جوانفکر او  نفر دوم ایرنا شد. دقیقا مانند آنچه در پاستور به وقوع پیوست .

 

با رفتن جوانفکر مشاور رئیس جمهوری سابق اکنون صادق است که نقش مشاور رئیس جمهوری را عهده دار شده است البته . صادق در ایرنا با قرارگرفتن در جایگاه نفر دومی سازمان ، دوران پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت.  از پر سرو صداترین این ماجراها مساله شهادت محمود صارمی خبرنگار ایرنا در مزار شریف است. از همان دقایقی که ارتباط دفتر کنسولگری ایران در مزار شریف با مرکز قطع شد احساسات و خشم نیز وجود نیروهای ایرنا را در بر گرفت. نتیجه همین خشم بود که به مدت بسیار کوتاهی جمعی از آنها به سفارت پاکستان در تهران حمله کرده و شیشه های آنرا پائین آوردند و برخی نیز به داخل سفارت رفته و با کارمندان آن درگیر شدند . اما این اقدام ظاهرا کافی نبود و باید علاوه بر پاکستان و طالبان مقصر دیگری نیز پیدا می شد.  به همین دلیل پای صادق بعنوان معاون خبر ایرنا به میان کشیده شد. یکی از کارمندان ایرنا که نمی خواهد نامی از او برده شود می گوید: در آن ماجرا ، در حق آقای صادق اجحاف شد ، چرا که برخی از مخالفان او از فضای بوجود آمده سو استفاده کردند و با دامن زدن بر این حرف که صارمی بعد از درمان در تهران قصد بازگشت به مزار شریف را نداشته ، معاونت خبر را مسول اعزام مجدد وی به مزار شریف خواندند.

 

وی در ادامه با ارائه توضیحی در این رابطه، از فردی مسول بیرون از مجموعه ایرنا نام برده و می گوید اگر قرار بر رسیدگی به ماجرای مزار شریف باشد این آقا باید محاکمه شود نه صادق که جز خدمت کاری نکرد و بعد از شهادت صارمی نیز همسرش را در ایرانا استخدام کرد .

 

با این حال برخی از منابع من که از قضا آنها نیز با صادق در ایرنا همکار بودند ، بعضی رویدادهای خبری آن دوره را طوری روایت می کنند که در صورت صحت آن روایت ها ، مشاور رسانه ای رئیس جمهوری شخصیت دیگری می گیرد. به همین دلیل لازم می بینم نظر محمدرضا صادق را درباره این مسائل بدانم . بعد از 6 روز تماس مستمر با تلفن شخصی آقای مشاور رسانه ای ، سرانجام از طریق یکی از کارمندان نهاد ریاست جمهوی برایش پیغام دادم که ناچارم بدون نظر وی گزارشم را منتشر کنم . آقای صادق که به گفته خود  مشغله سنگین داشت ، شب هنگام قرار تلفنی گذاشت و من تنها مجال طرح دو مورد از آن رویدادها را یافتم که از قضا او نیز هر دو را رد کرد. نخستین مورد درباره ادعای همکاری صادق (بعنوان معاون خبر ایرنا) با سعید امامی در انتشار خبر عاملان  انفجار حرم امام رضا بود.  من همه آنچه شنیده بودم ( که مفصل تر از این نوشته است) با محمدرضا صادق  در میان گذاشتم ؛ مشاور رئیس جمهوری هم پس از قهقهه ای و اصرار برای شناختن منبع گفت : من اصلا آن زمان معاون خبر ایرنا نبودم. مورد دوم هم اتفاقا به وزارت اطلاعات مربوط می شد . خبر از بازداشت 24 ساعته صادق در پی انتشار خبر خمپاره پراکنی منافقین به ساختمان وزارت اطلاعات در دوران اصلاحات حکایت داشت. مشاور رئیس جمهوری با اینکه خبر بازداشت را تکذیب کرد ، گفت: من برای اینکه بتوانم این خبر را منتشرکنم خیلی تلاش کردم حتی با وزیر اطلاعات وقت حاج آقای دری نجف آبادی هم مذاکره کردم چراکه اعتقاد داشتم باید شرارت منافقین را به نمایش بگذاریم . او در حالی که قصد خداحافظی داشت توصیه  کرد وقت مان را برای اینگونه اخبار دروغ هدر ندهیم و به نوشته ویکی پدیا مبنی بر اینکه محمدرضا صادق سابقه امنیتی دارد  اشاره کرد و گفت: این مطالب دروغ هیچ فایده ای ندارد.

 

و من هم فرصت را غنیمت شمرده و گفتم همیشه همینطور بوده است اگر ما درباره خودمان اطلاع رسانی درستی نداشته باشیم ابتکار عمل اطلاع رسانی را به دیگران داده ایم و ادامه دادم این گزارش ما فرصتی است برای انتشار اخبار درست درباره یک فرد نزدیک به رئیس جمهوری . خوشبختانه قبل از انتشار این گزارش سایت انتخاب زندگینامه ای از صادق منتشر کرد که او قبلا به من آنرا گفته بود. در پی انتشار همین زندگینامه یکی از منتقدان صادق در تماسی که با من داشت طعنه وار گفت ؛ "دیدی که دکتر صادق ، دکتر نیست." این چهره نزدیک به آیت الله هاشمی رفسنجانی و برخی دیگر از همان ابتدای تهیه گزارش اصرار داشتند که من به این موضوع اشاره کنم .

 

تماس ام با آقای صادق به انتها رسیده بود و تلفن را قطع کرده بودم اما هنوز مشغول حرف زدن بودم! با خودم کلنجار می رفتم ؛ آیا صادق ، صادق است ؟ پاسخ اش را پایان ادعاها بدانم و خلاص. اما نمی توانستم ؛ ماجرایی که خود صادق از آن بعنوان یکی از افتخارات زندگی کاری اش نام می برد.
در سالهای دفاع مقدس  رزمندگان در منطقه عملیاتی والفجر 8 مجبور به عقب نشینی می شوند. در آن دوران جوانفکر مسول دفتر نمایندگی ایرنا در اسپانیا بود و صادق مسول انتشار اخبار جبهه های غرب کشور . در عملیات والفجر 8 با توجه به فضای بوجود آمده ، این نگرانی وجود داشت که انتشار خبر عقب نشینی بر روحیه دیگر رزمندگان و همچنین مردم تاثیر منفی بگذارد ، صادق بعنوان مسول انتشار اخبار این مشکل را  با ارائه جمله ای چنین تدبیر می کند: " توانمندان سپاه توحید مواضع جدید پدافندی اتخاذ کردند "  صد البته که این ابتکار اقدامی تحسین برانگیز برای دوران جنگ بوده است ولی برای من ترجمان این واقعیت است که  با فردی زیرک ، باهوش و صاحب تجربه در اطلاع رسانی سخن می گویم.

 

شخصی که می تواند بطور همزمان معتمد آیت الله جنتی و دوست مصطفی تاج زاده باشد. آن زمان که تاج زاده معاون سیاسی وزیر کشور بود  محمدرضا صادق نیز در ایرنا معاون خبر بود . همکاران وی در ایرنا می گویند که تعامل صادق با تاج زاده از مناسبات کاری فراتر رفته و بسیار دوستانه و صمیمی بود.  در همین حال صادق نه تنها ارادتش بر آیت الله جنتی را پنهان نمی کرد بلکه آنرا بعنوان نقطه قوت خود به رخ می کشید.  صادق که از ابتدای انقلاب با آیت الله جنتی در ارتباط بود ،در دوران معاونت خبری ایرنا گفت و گویی با آیت الله جنتی انجام می دهد که از معدود مصاحبه های دبیر شورای نگهبان با رسا نه هاست. شاید به خاطر همین ارتباطات بود که روحانی ، محمدرضا صادق را بعنوان نماینده خود به شورای نگهبان فرستاد .

 

محمدرضا صادق و علی اکبر جوانفکر هر دو در سالهای نخست آغاز جنگ در مناطق عملیاتی حضور می یابند ، جوانفکر بدنبال شهادت برادرش به تهران فراخوانده و در سال 1362 عازم اسپانیا می شود . اما صادق با تصدی سمت های مختلف اجرایی در غرب کشور بخصوص کرمانشاه به فعالیت خود ادامه می دهد تا اینکه در سال 1364 مسولیتی  در ستاد تبلیغات جنگ عهده دار می شود . البته او در نخستین تماس ام گفت که در آن زمان مسولیت تبلیغات جنگ در قرارگاه خاتم را عهده دار بوده است. حال آنکه من حکمی را یافتم که در آن مسول تبلیغات جنگ در آن دوره شخص دیگری بود؟ این نخستین معما در جریان تهیه این گزارش بود معمایی که گرچه زود حل شد ولی داستان مرا دنباله دار کرد. ماجرای این دو حکم از این قرار بود که در سالهای پایانی جنگ ، تبلیغات به دو حوزه محیطی و رسانه ای تبدیل شده بود . در تبلغات محیطی با نسب تابلو و امثالهم روحیه رزمندگان تقویت می شد ، مسولیت اینکار هم با سپاه بود . تبلیغات رسانه ای که مسولیت آن با ستاد تبلیغات جنگ بود وظیفه انتشار اخبار جبهه ها و مدیریت حضور خبرنگاران داخلی و خارجی را عهده دار بود . مدیریت این ستاد با کمال خرازی بود . در سال 1364 نیز محمدرضا صادق با حکم خرازی مسول تبلیغات جنگ در غرب کشور می شود. از آنجا که هماهنگی های کل امور جنگ در قرارگاه خاتم صورت می گرفت ، از این قرارگاه نیز بعضا بعنوان متولی نام برده شده است. در هر صورت آقای صادق اگر وقت خود را کمی برای خبرنگاران خالی می کرد شاید دیگر با تلگرافی سخن گفتن ، موجب شکل گیری اینگونه ابهامات نمی شد؟ و من پس از آنکه در نخستین تماس تلفنی،  محمدرضا صادق مختصری از بیوگرافی اش را گفت این گزارش را به پایان می رساندم و از زبان صادق می نوشتم که "از اول انقلاب به مدت 8 سال مسولیت سازمان تبلیغات اسلامی کرمانشاه و از سال 1364 تا پایان جنگ مسولیت دفتر تبلیغات قرارگاه خاتم را عهده دار بودم که نماینده ستاد تبلیغات جنگ در مناطق عملیاتی بشمار می رفت. فعالیت های خبری بخصوص در سالهای پایانی جنگ با من بود که البته من نیز با کمال خرازی کار می کردم. در غرب کشور به اقتضا نیاز در پست های متفرقه ای مانند معاون استاندار هم مشغول بودم ولی چون بیشتر بر تبلیغات جنگ متمرکز بودم بعد از جنگ نیز همکاری خود با آقای خرازی را در خبرگزاری جمهوری اسلامی ادامه دادم و تا زمانی که ایشان به آمریکا بروند مسولیت توسعه واحدهای خبرگزاری را عهده دار بودم. حدود 90 درصد  دفاتر ایرنا در سراسر کشور استیجاری بود من ساختمان های جدید ساختم و تجهیزات و امکانات موردنیاز را تامین کردم . بین سالهای 72 تا 76 نیز عاون برنامه ریزی و توسعه گمرک کل کشور بودم و در آن دوره بزرگترین پروژه اتوماسیون اداری را در گمرگ سراسر کشور تحت عنوان نظام خودکار پردازش داده های گمرگی را مدیریت کردم . در این پروژه به روزترین تجهیزات فنی و انفورماتیکی در حالی بکار برده شد که بر اساس قانون داماتو کشور  در تحریم بود. در مورد این طرح ها و دیگر طرح های توسعه ای که داشتم همواره از رهنمودهای آیت الله هاشمی رفسنجانی بهره بردم سال 76 دوباره به ایرنا برگشتم و معاون خبر شدم و بعد از معاونت خبر ایرانا ، به شورایعالی امنیت ملی رفته و تا سال 1384 مسول اطلاع سانی بودم . در همان سالها حدود 4 سال هم مسولیت نظارت بر مناطق آزاد را داشتم . بعد از این بود که به مجمع تشخیص رفتم و بعنوان معاون اطلاع رسانی و پژوهش در مجمع تشخیص مصلحت مشغول شدم . "

 

علی اکبر جوانفکر در کنار همه شباهت هایش به محمدرضا صادق ، ارتباطات گسترده ای نیز با چهره های مطرح نظام داشت . او از معدود خبرنگارانی است که تجربه خبرنگاری در حوزه بیت رهبری در کارنامه اش دیده می شود. تجربه ای که شاید دیگر برای هیچ خبرنگاری تکرار نشود. چراکه مدتهاست اخبار رهبری از سوی دفتر رهبری تهیه می شود. با همه اینها جوانفکر خبرنگاری که به مدیرعاملی رسیده بود در گیرودار منازعات سیاسی با اتهام توهین به رهبری مواجه شد و بعد از محاکمه و صدور حکم در  فرصتی که حضور احمدی نژاد در سازمان ملل فراهم آورده بود دستگیر و روانه زندان شد. او که به دست برادری که با احمدی نژاد داده بود وفادار ماند ، در تمام دوران قبل و بعد از بازداشت از حمایت جانانه احمدی نژاد بهره برد.

 

گرچه انتظار نمی رود روحانی در حمایت از نیروی خود چونان احمدی نژاد لوطی منشی به خرج دهد ولی این پرسش مطرح است که آیا صادق نیز به سرنوشت جوانفکر دچار می شود ؟

 

صادق البته در اول راه است و قضاوت درباره پایان کارش زودهنگام است . او با اینکه همچون جوانفکر با بزرگان و چهره های طراز اول نظام حشر و نشر دارد ، اما ازطیف حامیان روحانی مخالفانی دارد که کمر همت به برکناری او بسته اند .

 

مخالفت ها و انتقادات هر روز بیشتر می شود و صادق کما فی السابق خودنسردانه به فعالیت خود ادامه می دهد ، گو اینکه همه کردار و گفتارش با تائید رئیس اش بوده است ؟ حتی اگر چنین هم باشد با انتخاب سخنگو از سوی دکتر روحانی این کارکرد تقلیل می یابد و مشاور رسانه ای رئیس جمهوری چندان در سیبل خبری نخواهد بود .این در حالی است که گمانه زنی مخالفانش بر این است که صادق چون جوانفکر حاشیه نشین می شود . اما او دوباره دیگران را غافلگیر خواهد کرد . مرور دگرباره زندگینامه خود گفته حکایت از آن دارد که موقعیتی که او در آن قرار گرفته زمین اصلی بازی صادق نیست و این مشاور جنجالی   بازنده نخواهد بود .