روز شمار حصر:
دکتر احمد علوی پیامدهای ناشی از تحریم‌ها علیه ایران را ارزیابی می‌کند

تهران و تحریم‌ها؛ تزویر به‌جای تدبیر

دکتر احمد علوی پیامدهای ناشی از تحریم‌ها علیه ایران را ارزیابی می‌کند
دکتر احمد علوی پیامدهای ناشی از تحریم‌ها علیه ایران را ارزیابی می‌کند

 

ندای سبز آزادی ـ ایمان مصطفوی: به موازت گسترش تحریم های جدید بین المللی علیه ایران، موج جدیدی از تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی در کشور شکل گرفته است. مسئولان کشور از بی تاثیر بودن این تحریمها سخن گفته و طرح اقتصاد مقاومتی را بعنوان راه حلی برای خروج از این نابسامانی اقتصادی در نظر می گیرند. تحریم ها واجد چه تاثیراتی بر اقتصاد و جامعه ایران است؟ دکتر احمد علوی، اقتصاددان و استاد دانشگاه سوئد در مورد پیامدهای ناشی از تحریم های غرب علیه ایران ملاحظات خود را در گفتگو با ندای سبز آزادی بیان کرده است.

متن این گفتگو را در زیر می خوانید.

1272786_260_250.jpg

تحريم خريد نفت ایران توسط اروپا و تحريمهای شدید وضع شده بر مبادلات بانکی با ایران و تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی، اقتصاد کشور را در شرایط ویژه ای قرار داده است. در این شرایط مسئولان رده بالا جمهوری اسلامی از بی تاثیر بودن تحریم ها سخن می گویند و معتقدند که ایران در مقابل تحریم ها واکسینه است. به نظر شما تشدید تحریم های بین المللی چه تاثیری بر اقتصاد کشوردارد؟

اقتصاد ایران در سطح جهانی اقتصاد کوچکی است به این معنا که تجارت ایران با جهان خارج، کمتر از نیم درصد تجارت کل دنیاست. اگر بخواهیم میزان تولید ناخالص ایران را با کل دنیا مقایسه کنیم کمتر از یک درصد است. بنابراین اقتصاد ایران در سطح بین المللی اقتصاد کوچکی است بویژه که الان ایران در عرصه های تجاری، اقتصادی، مالی و نفتی منزوی شده است. اقتصاد ایران اقتصادی تک پایه و وابسته به نفت است و صنعت نفت مهمترین منبع درآمد ارزی ایران به شمار می رود. از سوی دیگر ایران از نظر غلات پایه و تولیدات پروتئینی به خارج وابسته است و به همین علت اقتصاد ایران بسیار آسیب پذیر است. البته به جز مساله تحریمها، اقتصاد جهانی نیز در مرحله خروج از رکود به سر می برد. بر طبق آمار، رشد اقتصاد جهانی در سال آینده کاهش پیدا می کند به خصوص در چین که بزرگترین خریدار نفت ایران است؛ بنابراین اوضاع سال آینده از وضع کنونی نیز بدتر خواهد شد. با نشانه هایی که در عرصه دیپلماسی اقتصادی وجود دارد شاهد هستیم که اعمال کنندگان تحریم بر ایران با آگاهی از ضعفها و اینکه چگونه حکومت ایران تلاش می کند آنها را دور بزند راه هایی را که برای دور زدن وجود دارد مسدود می کنند. بنابراین تمام این شرایط دست به دست هم می دهند تا در آینده شرایط دشوارتری داشته باشیم.

 

با توجه به اینکه نفت یکی از مولفه های مهم اقتصاد ایران است، تحریم خرید نفت ایران چه پیامدهایی در برخواهد داشت؟

اقتصاد ایران به خاطر انزوای سی ساله از ارتباطات بین المللی به شکل شایسته و مثبتی استفاده نکرده است اما این دلیل نمی شود که اقتصاد ایران غیروابسته باشد زیرا ایران در سالهای گذشته تمام وارداتش برابر با صادرات نفتی بوده است. بدین ترتیب همزمان این وابستگی را دارد. بدین معنا که نفت خام صادر می کند و نقدینگی حاصل از آن را دریافت و ذخیره می کند و پایه ترین مواد غذایی مثل گندم و ذرت و ... را وارد می کند. بنابراین بیش از هفتاد درصد صنایع ما وابسته به صادرات مواد نیم ساخته یا ساخته شده مواد اولیه در خارج است. برای نمونه می توان به گران شدن قیمت مرغ ساده ترین نوع پروتئینی که در بازار وجود دارد اشاره کرد. از این گذشته اقتصاد ایران بین هفتاد تا هشتاد درصد به صادرات نفت وابسته است و وجوه دولت بیش از پنجاه درصد صادرات به نفت وابسته است. در کنار اینها، کاهش رشد اقتصاد جهانی به خصوص در چین و ژاپن که بزرگترین خریدار نفت ایران هستند، ایران را ضربه پذیر می کند. به خاطر این تحریمها ظرفیت تولید نفت ایران نیز کاهش پیدا کرده و رقبای ایران مثل عراق و عربستان مشتریهای سابق ایران را گرفته اند و به همین دلیل برای ایران در میان مدت و بلند مدت امکان ندارد که مشتریهای سابق خود را به دست آورد مگر اینکه تخفیفهای زیادی بدهد که تاثیرات منفی خودش را دربر خواهد داشت. بنابراین اقتصاد ایران از ناحیه بودجه تراز پرداختهای بین المللی و واردات مواد اولیه و نیم ساخته بسیار وابسته است.

 

به گرانی ها اشاره کردید شما با طرح اقتصاد مقاومتی که آن را بعنوان راه عبور از تحریم ها می دانند چقدر موافقید؟

اقتصاد مقاومتی، مفهوم تعریف شده و مشخصی نیست. در آکادمیها و پژوهشگاههای اقتصادی، واژه ی اقتصاد مقاومتی معنایی ندارد. کسانی هم که صحبت از اقتصاد مقاومتی می کنند اقتصاددان نیستند. مفاهیم اقتصادی برای این وضع می شود که هماهنگی میان اندیشمندان و تصمیم گیرندگان را زیاد کنند. بنابراین اگر مفهومی اختراع شود به جای هماهنگی بین دانشمندان اقتصادی، تفرقه ایجاد می کند، و این عدم هماهنگی به اتلاف منابع و عدم استفاده بهینه منجر خواهد شد. کمااینکه بر سر همین اقتصاد مقاومتی مسئولین برداشتهای متفاوتی دارند و بعید می دانم به توافق برسند. تنها چیزی که می توان به عنوان سیاست اقتصادی مقاومتی حاصل شود همان بازگشت به اقتصادی است که بیشتر دولتی شده و احیانا کوپنها یا شبه کوپنها همانند دهه شصت به بازار می آیند.

 

به نظر شما شرایط روزهای اول انقلاب با الان چه تفاوتی کرده است و آیا تحریم های آن دوره با الان قابل مقایسه است؟

الان دهه شصت نیست و جمعیت ایران نسبت به آن سالها دو برابر شده است.  همچنین اقتصاد دنیا بین المللی تر شده و رسانه های گروهی باعث شده اند که آشنایی مردم نسبت به سطح زندگی و چگونگی زندگی در ارتباط با جهان بیرون بالا برود و توقع بالاتری نسبت به زندگی داشته باشند؛ همچنین فردیت در ایران به خاطر تحولات اجتماعی افزایش پیدا کرده است. بنابراین نه از طرف مردم این انسجام وجود دارد که چنین اقتصاد متمرکز و سرکوبگرانه ای را بپذیرند و نه حاکمیت می تواند زیرا همانطور که دیدیم سیاست اقتصادی حاکمیت بعد از دوره جنگ با نام بازسازی و دوره اصلاحات که با خصوصی سازی همراه بود و اقتصاد پوپولیستی بعد از آن غالبا به شکست انجامید. اساسا شرایط امروز قابل مقایسه با آن دوران نیست زیرا اقتصاد ایران در آن زمان چنانکه امروز است از هم پاشیده نشده بود و ناتوانی ساختار دیوان سالاری و بانک مرکزی کمتر بود. درحالیکه امروز می بینید رئیس بانک مرکزی هر روز اظهارات جدیدی مطرخ می کند و فردا از سخنان خود عقب نشینی می نماید. برخی اقتصاددانان نیز بر این باورند که بانک مرکزی اساسا کنترلی بر اوضاع ندارد. از طرف دیگر دستگاه دولتی بسیار حجیم تر و غیرموثرتر نسبت به دوران قبل شده است و حجم زیادی از پول را می بلعد اما کارآمدی آن را ندارد. از طرف دیگر ما شاهد شبه دولتی ها از جمله سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی هستیم که به بودجه کشور افزوده شده اند. همه این هیکله ی عظیم بر روی دو پای نحیف اقتصاد ایران نهفته شده است که پیامدش بار تورمی شدید است. یعنی نهادهایی که هیچ اثری در تولید ندارند اما منابع تولید را می بلعند. بنابراین اقتصاد مقاومتی به معنای آن دوران در مقطع کنونی نشدنی است زیرا امروز نه توافق در تعریف و نه در سیاستها وجود دارد به طوری که بین مجلس، دولت و بانک مرکزی چه از نظر نگاهشان به اقتصاد چه از نظر سیاست پردازیشان به شدت شکاف وجود دارد. نکته دیگر اینکه نرخ ارز هم یکی از شاخصهاست که هیچکس کنترلی بر آن ندارد و نرخ تورم، آمار بیکاری و آمار رشد اقتصادی همه شاخصهایی هستند که نشان می دهد دولت و نهادهای اقتصادی به طور کلی کنترلشان را از دست داده اند.

 

ارزیابی شما از عرضه و تقاضا در بازار جهانی نفت چیست؟

وضعیت تقاضا در بازار جهانی نفت مناسب نیست. حتی اگر تحریمها هم نبود ایران برای فروش نفت و تامین بودجه دچار مشکل می شد. در بحث عرضه هم، تولید نفت ایران به خاطر نبود سرمایه گذاریها کاهش پیدا می کند. از طرف دیگر رقابت عراق و عربستان هم وجود دارد که بازارهای ایران را گرفته است. بنابراین دو عرصه ی عرضه و تقاضا بر روی کاهش درآمدهای ارزی ایران تاثیر گذاشته است. حتی ایران برای اینکه ارز ناشی از صادرات نفت خودش را به داخل بیاورد و به شکل موثر استفاده کند مشکل دارد و انتقال ارز به داخل ایران دارای هزینه است. از سوی دیگر آمریکا هم با اشراف و کنترلی که دارد حمل و انتقال ارز را رصد می کند. بنابراین حتی اگر ایران بتواند نفت خود را بفروشد و ارزی تهیه و ذخیره کند برای خرید مایحتاج عمومی یا انتقال آن به داخل ایران دچار مشکل خواهد شد. به همین دلیل ایران سعی کرده با استفاده از ارزهای آن کشورهای مثل روپیه و یوآن یا اینکه از طریق مبادلات پایاپای این کار را انجام دهد. طرفهای خارجی هم با استفاده از این شرایط بدترین کالا را به بالاترین قیمت عرضه می کنند و حتی در زمان صادرات آن کالاها به ایران تقلب می کنند و یا با شیوه های ارزانتری سعی می کنند بفرستند. بنابراین اگر ایران موفق به فروش نفت شود و ارز تهیه کند برای استفاده از ذخایر ارزی مشکل خواهد داشت. بدین ترتیب این مصرف کننده و شهروند ایرانی است که «بازنده» محسوب می شود؛ هم از جهت اینکه کالا نایاب می شود و هم از جهت نامرغوب بودن کیفیت کالا و هم اینکه کالا گرانتر به دستش می رسد.

 

آیا نهایتا این تحریم ها و فشارهای بین المللی می تواند حاکمیت را وادار به تغییر رفتار سیاسی خود کند؟

ایران کشوری است که نه از جهت نیروهای سیاسی و نه از جهت حکومت چندان متعارف نیست. از سویی این تحریمها در شرایط فعلی هم تازه دارد اثرات خودش را نشان می دهد. به گمان من اگر بیکاری و تورم بیش از این شود قاعدتا شرایط برای تغییر رفتار حاکمیت آماده می شود کمااینکه الان هم زمزمه های آن به گوش می رسد. اما به این معنا نیست که حاکمیت دگرگون شود و بخواهد دست به اصلاحاتی بزند. در همین چند ماه اخیر دیدیم که حاکمیت به جای تدبیر به تزویر متوسل شده و به جای اینکه زیر فشارهای اقتصادی پند بگیرد سعی می کند فشارها را از حکومت به گردن مردم بیندازد. مساله این است که گروه حاکم سطح زندگیشان تغییر نکرده به خاطر اینکه از رانت استفاده می کنند و در دنیای توهم خودشان زندگی می کنند که کمتر از واقعیتهای جامعه تاثیر می پذیرد. بنابراین این تحریمها از فشار به پایین نمی تواند با این ساخت فعلی باعث دگرگونی بالا شود، مگر اینکه این تحریم به متلاشی شدن و فروریزی حاکمیت منجر شود که در آن صورت شاید حاکمیت دست به تدبیر بزند و جابه جایی در جناحهای سیاسی خود صورت دهد و آن جابه‌جایی در تغییر رفتار سیاسی موثر باشد. اما الان که قدرت در سطح خود رهبر و بیت رهبری است و تا زمانیکه قدرت از آنجا خارج نشود به نظر من دگرگونی حاصل نمی شود.

 

با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.